Super User

Super User

چهارشنبه, 02 مرداد 1398 ساعت 13:40

تجربه در علم مدیریت چیست؟

در تعریف تجربه می توان گفت، تجربه تاثیر متقابل فرد و محیط است که این تاثیر متقابل در فرد موجب یادگیری و بروز عکس العمل در مواجهه مجدد با رخدادهای محیطی می شود. تغییر رفتار نتیجه دیگری است که با یادگیری و در اثر این تاثیر متقابل رخ می دهد. در علم سازمان و مدیریت تجربه، توصیفی از یک موقعیت واقعی شامل یک تصمیم و آثار آن در مواجهه با یک مساله، فرصت و یا یک موضوع خاص می باشد. تجارب کاری در واقع توصیفی از یک موقعیت سازمانی است که افراد در آن موقعیت درگیر یک موضوع پیچیده و خاص هستند و مجبورند بر سر دو راهی تصمیم قرار بگیرند.

تجارب به دو گونه اند: تجارب موفق و تجارب ناموفق که هر یک به نوعی می تواند بسیار ارزشمند باشد و با مستندسازی آن­ها خوانندگان درمی‌یابند که چگونه و چرا یک تجربه موفق یا ناموفق بوده است و می‌توانند از آموزه‌های آن برای موقعیت‌های واقعی خود بهره بگیرند.

تجربه موفق، تجربه ای است که نتیجه پیاده‌سازی یک تصمیم‌گیری درست بوده و تجربه ناموفق، تجربه ای است که در نتیجه پیاده‌سازی یک تصمیم‌گیری نادرست رخ داده و مخاطبان با اطلاع ازآن می­توانند از قرار گرفتن در را‌هی که نتیجه لازم را به دنبال نخواهند داشت، باز ‌دارد.

همچنین می توان گفت تجربه مدیریتی، یادگیری ناشی از اقدامات يا پروژه هایي است كه موجب ايجاد تغيير و ارتقاء در سطح عملكرد سازمان از طريق بكارگيري روشها و تکنیک­های مديريتي می گردد. اين اقدامات موجب دروني شدن مجموعه معلومات و يافته هاي مديران از شيوه اداره سازمان مي شود و در واقع تجربه عبارتست از فرآیند مواجهه و شناخت مساله، اتخاذ تصمیم و اقدام در جهت اجرای آن در جریان حل یک مساله یا مشکل جدید. تجربه منبع اصلی آموزش مدیریت، وظایف، مسوولیت‌ها و چالش‌های شغل است. هرماموریت، مهارت جدیدی را به مدیر آموزش می‌دهد که یک تجربه سازنده است. درمدیریت، فرمول از قبل نوشته شده ای وجود ندارد. چراکه متغیرها بسیار متنوع و غیرقابل کنترل است و افراد براساس تجارب خود عمل می‌کنند.

علم مدیریت در حدود 50 سال قبل (تا سال 1392) به ایران وارد شده است. از طرفی با بررسی تعاریف در می­یابیم که علم سازمان و مدیریت، دانش و دانائی سازمان یافته از تجربیات موفّقی است که در کارکنان سازمانها رخ داده است. بنابراین، به تعبیر ساده­ای می توان گفت، چنانچه تجربیات تکرار پذیر قابل مشاهده­ای که در سازمان قابلیت آزمون پذیری داشته و قابل استدلال و پیش­بینی باشند را مدون و مستندسازی کنیم، دانش یا علم ایجاد می­گردد. لذا علم و تجربه دو چیز از هم جدا نیستند مگر اینکه علم سازمان بر اساس تجربه مدون شده گذشته­گان در خصوص پدیده­های سازمان ایجاد شده. لذا با این مفروضات در طرق اصولی هیچگونه تعارض و تضادی میان علم و تجربه در سازمان نباید بروز نماید مگر اینکه تجربه جدیدی منجر به تکمیل، اصلاح و یا رد یک پدیده علمی و بر اساس معیارهای علم پذیری باشد.

حال اگر این تعارض بروز کرد ریشه آن چیست؟

- تجربه موجود، کامل و صحیح نیست. در این حالت می بایست تجربه­ها کامل شوند.

- ورودی­ها و بعبارتی پیش فرض­های مربوط به علم در یک موضوع خاص تغییر یافته، در این صورت فرایند اصلاح و یا تغییر علم بصورت اصولی و در چارچوب روشهای علمی اصلاح می­گردد.

- درک صحیحی از علم وجود ندارد و یا به درستی عرضه نشده است. کمک افراد متخصص موجب ارتقای سطح درک سازمان می شود.

- دانش مطرح شده تطابقی با شرایط سازمان ندارد یا بعبارتی دانش بومی نیست. در این حالت تعامل سازنده میان علم و دانش راه­گشا خواهد بود.

در نهایت باید گفت همواره شیوه بکارگیری مفاهیم علمی و مشکلات فرهنگی در پیوند علم و تجربه، مهمترین چالش سازمان ها بوده نفی هر یک از آنها غیر اصولی و نادرست است. بهترین شیوه مدیریت تعارضات در این خصوص شناخت ریشه تعارض و حل آن با ایجاد تعامل سازنده خواهد بود.

چهارشنبه, 02 مرداد 1398 ساعت 12:50

مهارت آموزی کارآفرینی و اشتغال

بنابه عقیده بسیاری از سیاستگذاران و اقتصاددانان رشد و توسعه اقتصادی به ایجاد اشتغال وابسته است.امااز میان عوامل موجود در ایجاد اشتغال، نقش مهارتآموزی و کارآفرینی بسیار برجسته است زیرا بسیاری از کشورها برای ایجاد شغل و افزایش اشتغال تاکید بسیاری بر این دو موضوع دارند . هدف این مقاله بررسی موضوع مهارت آموزی،کارآفرینی و اشتغال است. همانطور که ذکر شد،مهارت آموزی یکی عوامل اصلی برای اشتغال محسوب میشود ، آموزش به طور کلی ایجاد تغییر در رفتار فرد است اما اجرای برنامه های آموزشی علاوه بر تغییرات مثبت رفتاری، مزایای دیگری از جمله افزایش بهرهوری و کارایی تحرک اجتماعی ، پیشرفت شغلی ، گسترش خلاقیت و نوآوری را در پی خواهد داشت، به علاوه یکی از راههای مهم برون رفت از معضل بیکاری ، کارآفرینی و افزایش سطح مهارت است . فقدان مهارت لازم برای ورود به بازار کار از موانع مهم بهبود وضعیت اشتغال است .با توجه به مطالب گفته شده میتوان نتایج را به این صورت بیان کردکه اموزشهای فنی و حرفه ای میتواند از طریق بهبود کارایی نیروی کار منجر به افزایش بهرهوری افراد می- شود.همچنین بر اساس تحقیقات انجام شده کارآفرینی مهمترین منبع اشتغالزایی است و آموزش کارآفرینی اثر مطلوبی بر رشد اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد، زیرا کارآفرین با استفاده صحیح از امکانات اقتصادی و خلق فرصتهای تجاری جدید،موجب بهبود عملکرد بنگاههای تولیدی و خدماتی میشود.

چهارشنبه, 02 مرداد 1398 ساعت 12:39

ایران اثرگذارترین کشور منطقه در علم نانو

تجزیه و تحلیل آمار و ارقام نظام رتبه‌بندی سایمگو نه تنها حکایت از صدرنشینی ایران در علم نانوفناوری منطقه دارد، بلکه دانشمندان ایرانی در سال 2018 نسبت به سال گذشته آن پیشرفت کرده‌اند.

رتبه‌بندی سایمگو هر سال کشورهای مختلف جهان را به لحاظ تحقیقات علمی و ارائه مقالات رتبه‌بندی و جایگاه جهانی آنها را در وب‌سایت خود منتشر می‌کند.

بر اساس تاز‌ه‌ترین ارقام منتشر شده در این نظام رتبه‌بندی، دانشمندان ایرانی در سال 2018 باز هم در علم نانو پیشرفت داشته‌اند و با مقالات علمی خود دانش نانوفناوری منطقه را در دست گرفته‌اند.

روند صعودی که هر سال با یک نرخ قابل توجه همراه است، نشان‌دهنده تلاش و زحمت دانشمندان ایرانی برای صدرنشینی در آسیای غربی و حفظ جایگاه علمی خود دارد.

در این گزارش به روند پیشرفت ایران و دانشمندان ایرانی در ارائه اسناد علمی در نانوفناوری اشاره می‌کنیم که سال‌های 2017 و 2018 را شامل می‌شود؛ این گزارش به جایگاه کشورهای منطقه و جهان نیز اشاره دارد.

* تسخیر علم نانوی منطقه توسط دانشمندان ایرانی در سال 2018

بر اساس آمار منتشر شده دانشمندان ایرانی در سال 2018، 760 مقاله در زمینه نانوفناوری ارائه کرده‌اند که از این تعداد 719 مقاله قابل استناد بوده است.

جایگاه کشورهای منطقه در علم نانو

داده‌های منتشر شده نشان می‌دهد عربستان سعودی به عنوان دومین کشور در منطقه با یک اختلاف قابل توجه نسبت به ایران تنها 467 مقاله ارائه و منتشر کرده که از این تعداد نیز 456 مقاله قابل استناد بوده است.

رژیم صهیونیستی، کشورهای مصر، ترکیه، عراق، امارات متحده عربی، قطر، اردن، کویت، لبنان، عمان، بحرین، سرزمین‌های اشغالی و سوریه به ترتیب بعد از ایران و عربستان سعودی جایگاه سوم تا پانزدهم جدول را به خود اختصاص داده‌اند.

رژیم صهیونیستی با وجود آنکه سومین رده از جدول در علم نانو را به خود اختصاص داده، اما تنها 342 مقاله در این زمینه ارائه کرده است.

* از 246 مقاله مصر تا 3 مقاله سوریه

داده‌های سایمگو نشان می‌دهد دانشمندان مصری در سال 2018 در علم نانو 246 مقاله، دانشمندان ترکیه‌ای 243 مقاله‌، دانشمندان عراقی 87 مقاله، دانشمندان امارات متحده عربی 50 مقاله، دانشمندان قطر 46 مقاله، دانشمندان اردن 18 مقاله، دانشمندان کویت 14 مقاله، دانشمندان لبنان 12 مقاله، دانشمندان عمان 10 مقاله، دانشمندان بحرین 9 مقاله، دانشمندان سرزمین‌های اشغالی 8 مقاله و دانشمندان‌ سوریه تنها 3 مقاله ارائه و منتشر کرده‌اند.

* ایران شانزدهمین رده از جدول جهانی در علم نانوفناوری

جدول جهانی سایمگو نشان می‌دهد دانشمندان چینی با ارائه و نشر 14 هزار و 573 مقاله صدرنشین جایگاه جهانی هستند؛ از تمام مقالاتی که دانشمندان چینی در علم نانو ارائه کرده‌اند 14 هزار و 183 مقاله قابل استناد بوده است.

چهارشنبه, 02 مرداد 1398 ساعت 11:41

ترکیب تجربه و دانش

در فرایند باغبانی همواره اختلاف هایی بین تجربه های باغبانی و کتاب های علمی منتشر شده، وجود دارد. به صورت مطلق نمی شود گفت: که تجربه بهتر است یا دانش!

باغبان موفق هوشمندانه از ترکیب دانش و تجربه بهره می برد. اطلاعات علمی در مورد باغبانی را کسب می کند و با توجه به تجربیات دیگران، آن ها را به کار می برد.

هر آن چه به عنوان دانش در کتاب نوشته شده، الزاما برای بروز استعداد های منحصر به فرد گیاه و شرایط متغیر محیطی کارآیی مثبت ندارد. شاید موارد ثبت شده در کتاب مربوط به اقلیم و آب و هوای دیگری باشد!

صرف اعتماد به تجربه هم ممکن است باعث شود، باغبان از پیشرفت هایی که می تواند باعث حفظ منابع و بهره وری بیش تر شود، محروم بماند. ترکیب دانش وتجربه، برای باغبانی موثرتر خواهد بود.

والدین بخشی از فرایند تربیت کودک را از پدر و مادر خود به ارث برده اند و یا این که پدر و مادرها، تجربیات خود را در مورد تربیت کودک در اختیار فرزندان خود که اکنون والدین جدیدی هستند، می گذارند.

از سوی دیگر با گسترش ابزارهای ارتباطی و رسانه های اجتماعی، والدین اطلاعات علمی متعددی در مورد چگونگی تربیت فرزند می آموزند و یا درکارگاه ها و کتاب ها با گزاره های علمی در مورد تربیت کودک مواجه می شوند.

نکته مهم در مورد گزاره های علمی این است که گاهی اطلاعات درست و غلط کنار هم چیده شده است، به خصوص در رسانه های غیر پاسخ گو! مثل رسانه های اجتماعی ( این روزها تلگرام و اینستاگرام).

مورد دیگر این است که حتی مطالب علمی درست شاید در یک خاستگاه دیگر و با مختصات و شرایطی غیر از شرایط والدین، تدوین شده باشد. که در این صورت نیز، این نسخه ها برای والدین کارآیی نخواهد داشت.

والدین بهتر است در لابه لای گزاره های علمی و تجربیات پدر و مادر خود، و با اعتماد به انرژی آزاد شده ی رشد، فرایند رشد را برنامه ریزی نمایند.

فاصله گرفتن والدین از ضربان طبیعت، مانع بهره برداری از انرژی آزاد شده ی رشد خواهد بود.

محیط رشد - ترکیب و تجربه و دانش
باغبانی، مسئولیت ایجاد یک محیط مناسب برای رشد است و الزاما با تعداد گیاه معین نمی شود. مدیریت بهینه آن است که باغبان بتواند از محیطی که برای رشد فراهم کرده به صورت منطقی بیش ترین بهره را ببرد.

همه ی تلاش ها و زحمات ایجاد بستر مناسب برای رشد و حذف موانع، بهتر است برای چند گیاه انجام شود. تصور این که با اضافه شدن هر گیاه زحمات باغبان چند برابر خواهد شد، اشتباه است. البته شرایط محیطی، مثل: ظرفیت خاک، توانایی باغبان و این موارد در باغبانی چند گیاه، تاثیر مستقیم دارد.

این که والدین با تحلیل این که فرایند تربیت، زمان بر و وقت گیر است، پس تک فرزندی را جایگزین چند فرزندی نمایند، تحلیل اشتباهی است. والدین قرار نیست برای هر فرزند جدا جدا فرایند تربیتی برنانه ریزی کنند.

وقتی والدین آمادگی لازم برای آزاد شدن انرژی رشد را دارند و شرایط بروز و ظهور استعداد را فراهم می کنند، چه بهتر که به جای یک کودک، چند کودک در این محیط پرورش یابد.

هم افزایی انرژی های رشد چند کودک، حتما به صورت بهتری باعث بروز استعداد های کودکان می شود. این گونه نیست که مثلا برای پرورش دو فرزندی انرژی بیش تری می طلبد که در واقع همین طور هم هست، اما هم افزایی انرژی های رشد، بخش عمده ای از ناهمواری ها را برای والدین هموار می کند.

البته نکات حائز اهمیت دیگری در مورد چند فرزندی وجود دارد. ضمن این که اشتراکات متعدد بین فرزندان ممکن است وجود داشته باشد، باید یه تفاوت های استعداد آن ها توجه کرد.

وظیفه ی والدین ایجاد بستر مناسب برای بروز استعداد هاست نه این که استعداد ها را شبیه هم پرورش دهند! یا این که ممکن است هر کودک با آفات مربوط به خود مواجه شود. پس والدین بهتر است بتوانند در مورد جزئیات برای هر کودک برنامه مشخصی داشته باشند.

شرایط محیطی و اجتماعی شاخص موثرتری در انتخاب والدین برای تک فرزندی یا چند فرزندی است.

قائم مقام وزیر علوم با تاکید بر این‌ که امروزه در دوره گذار آموزش عالی قرار گرفتیم، گفت: دوران گذار بدون توجه به کیفی‌نگری، حضور در عرصه‌های بین‌المللی و انجام پژوهش‌های کاربردی، بازنگری رشته‌های دانشگاهی و تغییر و دگرگونی فکر و اندیشه دانشگاهیان اتفاق نخواهد افتاد.

دکتر علیرضا باقری در مراسم تودیع و معارفه رئیس سابق و جدید دانشگاه خواجه نصیر که امروز در دانشکده عمران این دانشگاه برگزار شد، توسعه علمی دانشگاه را مدیون زحمات چهار سال گذشته دکتر خاکی صدیق عنوان کرد و گفت: من در هیات امنای وزارت علوم بیشترین تماس را با رؤسای دانشگاه‌های کشور دارم و در این مدت شاهد تلاش‌های دکتر خاکی صدیق، رئیس دانشگاه خواجه نصیر بودم که توانستند موفقیت‌های زیادی در عرصه‌های علمی، بین‌المللی و غیره برای دانشگاه کسب کنند. ضمن این که ویژگی‌های شاخص اخلاقی از دیگر شاخص‌های مثبت او در طول مدیریت دانشگاه به حساب می‌آید. به همین جهت از وی درخواست کردیم با حضور در جایگاه معاونت آموزشی وزارت علوم خدمات مثبتی در عرصه ملی ایفا کند.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: دکتر یزدان دوست، سرپرست جدید دانشگاه خواجه نصیر از جمله چهره‌هایی به شمار می‌روند که مورد اقبال عمومی دانشگاه برای حضور در این جایگاه به حساب می آمدند و با توجه به تجربه مدیریتی و اجرای او در عرصه دانشگاه و وزارتخانه امیدواریم راه و مسیر فعلی دانشگاه را به نحوه مطلوب ادامه دهند.

قائم مقام وزیر علوم همچنین با تاکید بر این که آموزش عالی کشور در دوره گذار به سر می‌برد، گفت: ما در دهه اول انقلاب به دلیل نیاز تامین نیروی انسانی دنبال توسعه کمی تقویت زیرساخت‌ها و فراهم کردن امکانات لازم برای علم آموزی جوانان کشور بودیم که در این راستا دانشگاهیان سهم قابل توجهی را ایفا کردند. به طوری که امروز ما شاهد وجود نیروی انسانی متخصص و با کیفیت در کشور هستیم.

دکتر باقری خاطر نشان کرد: در دهه‌ ۹۰ با توسعه تحصیلات تکمیلی، توجه به پژوهش‌های کاربردی و حضور در عرصه‌های بین‌المللی به عنوان توفیقات اصلی از دانشگاه‌ها مورد توجه قرار گرفت؛ در نتیجه امروز ما شاهد حضور موفقیت آمیز کشور در عرصه‌های بین‌المللی از جمله حضور دانشمندان در مجلات معتبر خارجی هستیم؛ اگر چه کاستی‌هایی در این زمینه وجود دارد اما پیشرفت‌های خوبی حاصل شده است.

به گفته وی، همان گونه که عنوان شد در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ به دلیل تقاضای روز افزون اجتماعی ما با توسعه کمی دانشگاه‌ها، رشته‌ها وتحصیلات تکمیلی و غیره مواجه شدیم، اما امروز در دوران گذار قرار داریم و لازم است دانشگاه‌ها با رویکردهای جدید در عرصه‌های مختلف حضور پیدا کنند و وضعیت به سمت ارتقای کیفی آموزش حرکت کند.

قائم مقام وزیر علوم خاطر نشان کرد: برای حرکت در مسیر کیفی آموزش لازم است بازنگری‌های اساسی در برنامه‌های درسی و تدوین رشته‌های جدید به خصوص رشته‌های بین رشته‌ای و همچنین توجه به اشتغال دانش آموختگان از جمله برنامه‌های اصلی مورد پیگیری قرار گیرد و در حوزه‌های پژوهشی و علمی نیز بتوانیم تحقیقات کاربردی مراکز دانشگاهیان و حضور در عرصه‌های بین المللی را افزایش دهیم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: آن چه که از دانشگاه خواجه نصیر مطالبه می‌شود، پاسخگویی به نیازهای صنعت در عرصه‌های مختلف است که همراه کردن دانشگاه متناسب با این نیازها باید مورد توجه قرار گیرد؛ البته ناگفته نماند که اجرایی شدن نیازمند دگرگونی در ساختارها، آیین‌نامه‌ها و ضوابط و فکر و اندیشه است.

معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور با بیان اینکه امسال در شاخص نوآوری رتبه خوبی به دست آوردیم، گفت: در ابتدای دولت رتبه کشور ١٢٠ بود و امروز در رتبه ٦١ هستیم.

سورنا ستاری در حاشیه جلسه امروز هیات دولت درباره شاخص نوآوری کشور اظهار کرد: خوشبختانه در شاخص نوآوری رتبه خوبی به دست آوردیم. در ابتدای دولت رتبه کشور ١٢٠ بود و امروز در رتبه ٦١ هستیم که این مساله نتیجه کار همه دانشگاه‌ها و استارتاپ‌ها است.

ستاری خاطرنشان کرد: روند پیشرفت ما در این حوزه با وجود آنکه سال گذشته مشکلات اقتصادی زیادی داشتیم و شاخص دانش‌بنیان در مقیاس جهانی کاهش قابل توجهی پیدا کرده، ادامه پیدا خواهد کرد و به سمتی در حرکت هستیم که شایستگی کشور در آن است.

معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه تربیت مدرس گفت: نهادها، سازمان‌ها و صنایعی کشور که دچار رکود اقتصادی و کاهش تولید شده‌اند، مسائل مختلف خود را روی میز دانشگاه بگذارند تا قشر دانشگاهی حل مسأله کند.

یعقوب فتح الهی معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به ظرفیت دانشگاه‌ها در ارائه راهکار های مختلف برای جهش اقتصادی صنایع گفت: یکی از مشکلاتی که امروز صنایع مختلف کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، کاهش تولید و رکود سرمایه گذاری سود آور است که باید در این رابطه صاحبان مشاغل و صنایع به دانشگاه‌ها اعتماد کنند و از آنها کمک بگیرند.

وی افزود: متاسفانه خیلی از صنایع ما نمی‌دانند از چه ناحیه‌ای دچار ضعف و کاهش تولید شده‌اند که دانشگاه می‌تواند با بررسی وضعیت عملکرد آنها به رفع موانع اقتصادی‌شان بپردازد و با ارائه راهکار روند رو به رشدی را ترسیم کنند.

فتح الهی تصریح کرد: اعتقاد داریم وقتی به خلاقیت و ظرفیت جوانان در قالب بسیج جهادی اعتماد شده است نتایج آن قابل دفاع است امروز نیز باید به قشر دانشگاهی برای خارج شدن از رکود اقتصادی و رونق تولید تکیه زد.

وی گفت: امسال افزایش رونق تولید تنها با دستان نخبگان، اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و به خصوص جوانان محقق خواهد شد.

سرپرست مرکز علمی کاربردی جهاد دانشگاهی قم، با اشاره به اینکه دانشگاه باید دانشجوی با مهارت و توانمند تربیت کند، تاکید کرد: برخی فرایندهای دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی نیازمند اصلاح و بازنگری است، چراکه متاسفانه دانشگاه ها امروزه مولد کسب و کار نیستند.

سیده شبنم فاطمی در رابطه با نقش دانشگاه در جامعه عنوان کرد: دانشگاه باید خالق حرکت های مهم و تاثیر گذار در یک جامعه باشد و در واقع به سمت بهینه سازی پیش رفته و در ابعادی که یک جامعه از آن رنج می برد و مشکل دارد، توانایی ارائه راهکار و حل مسئله داشته باشد.

وی افزود: نهادی به عنوان دانشگاه، باید به دانشجو شخصیت دهد، به این معنا که فرایندها و نظامات دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی باید به سمتی رود که دانشجویی که از آن فارغ التحصیل می شود، فردی باشد که بتواند در جامعه کارایی داشته باشد.

سرپرست مرکز علمی کاربردی جهاد دانشگاهی واحد استان قم، گفت: یکی از اهداف مهم دانشگاه علمی کاربردی قم، باتوجه به سیاست هایی که در آن تعریف شده است، حساسیت نسبت به اشتغال، تلاش در رفع موانع تولید و ایجاد پویایی و تحرک در جامعه است.

لزوم تربیت دانشجوی توانمند برای ورود به فضای کسب و کار

فاطمی با اشاره به اینکه دانشگاه باید دانشجوی با مهارت تربیت کند، تاکید کرد: برخی فرایندهای دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی نیازمند اصلاح و بازنگری است، چراکه متاسفانه دانشگاه ها امروزه مولد کسب و کار نیستند.

وی اظهار کرد: اولین گامی که دانشگاه علمی کاربردی جهاد دانشگاهی قم در این راستا برداشته است، به کارگیری تیم اساتید توانمند است، ایجاد بسترهای لازم برای به کارگیری دانشجو در موقعیت های شغلی جامعه نیز، دومین قدمی است که دانشگاه علمی کاربردی قم در این زمینه برداشته است.

سرپرست مرکز علمی کاربردی جهاد دانشگاهی قم، با بیان اینکه دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی توانایی لازم جهت وارد شدن به حرفه کسب و کار ندارند، گفت: دانشگاه علمی کاربردی برای رفع چنین مسئله ای در تلاش است با راه اندازی سایت ویژه کسب و کار دانشجویان و فارغ التحصیلان، شیوه های ورود به اشتغال در جامعه را ضمن معرفی فرصت ها و مراکز شغلی، به آن ها آموزش دهد.

فاطمی با تاکید بر اینکه دانشجو باید شخصیت حرفه ای در جامعه پیدا کند، اظهار کرد: حداقل کاری که موسسات آموزش عالی و دانشگاه ها می توانند در این زمینه انجام دهند، آموزش‌های اقتصادی و شیوه‌های ورود به کسب و کار است، تا یک دانشجو پس از فارغ‌التحصیلی، از پس نیازهای اقتصادی خود و خانواده‌اش بر بیاید.

چهارشنبه, 02 مرداد 1398 ساعت 10:06

مهم‏ترین کارکردهای مدیریت دانش

1. ارتباط بهینه با مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری را می‏توان مدیریت دانش مشتری به منظور درک بهتر از نیازهای آنان برای ارائه خدمات بهتر در نظر گرفت. مدیریت ارتباط با مشتری پایه و اساس بیشتر سازمان‏های امروزی است که با هدف ایجاد روابط بلندمدت با مشتریان به منظور دست‏یابی به سودآوری برای سازمان ظهور پیدا کرده است.

در این زمینه تلاش می‏شود تا از نظام اطلاعاتی بسیار قدرتمندی که قابل دسترسی و بررسی باشد استفاده گردد.
به عقیده مالهورتا، بهترین شیوه بهره‏مندی از مزایای راهبردی حاصل از کاربرد مدیریت ارتباط با مشتری در سازمان، بهره‏گیری و الهام از معماری مدیریت دانش است: «مزایای راهبردی به دست آمده از طریق کاربرد مدیریت ارتباط با مشتری، زمانی بیشترین تأثیر را خواهد داشت که طراحی آن ساده و عملکرد آن مطمئن باشد. بهترین شیوه‏ای که به تحقق این مهم کمک می‏کند، استفاده از مفاهیم مدیریت دانش در طراحی مدیریت ارتباط با مشتری است. در طراحی مدیریت ارتباط با مشتری، بایستی به نحو فزاینده‏ای از معماری مدیریت دانش الهام گرفت.»

در یک نظام اداری و سازمانی، مردم به عنوان مشتری و استفاده‏کننده بخش‏های خدماتی، فنی، تولیدی و... هستند و می‏توان در سایه به کارگیری مدیریت دانش و برقراری ارتباط منطقی میان بخش‏های مختلف با مردم، افزایش رضایت‏مندی و توانمندی را شاهد بود.

2. یادگیری سازمانی
یادگیری، در ذات مدیریت دانش نهفته است؛ حتی برخی از نویسندگان نظیر گاندی37 هدف مدیریت دانش را ایجاد سازمان یادگیرندهدانسته‏اند: «هدف مدیریت دانش، ایجاد یک سازمان یادگیرنده و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات ایجاد شده توسط افراد قسمت‏های مختلف و مرتبط کردن آنها به یکدیگر است.»

الکس و دیوید بنت نیز یادگیری سازمانی را نهفته در ذات مدیریت دانش می‏دانند: «پس از اشارات مفید و تعریف برخی ازمفاهیم پایه‏ای نظیر دانش، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی، ما یادگیری سازمانی را در ذات مدیریت دانش و نقشی که یادگیری در ساختار درازمدت عملکرد سازمانی بر عهده دارد سراغ داریم.»

در سازمان یادگیرنده، تأکید و اولویت بر دانش بوده و وظیفه اساسی مدیریت در عصر اطلاعات نیز ایجاد قابلیت‏ها و ظرفیت‏های لازم برای یادگیری مستمر است.

از نظر کارنیرو41 نظام‏های حمایت از یادگیری به عنوان جزء لاینفک تلاش‏های مدیریت دانش محسوب می‏گردند و مدیریت دانش و برخی فعالیت‏های آن، خود منجر به افزایش یادگیری سازمانی و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می‏گردد: «در حال حاضر، جهانی شدن یادگیری و شبکه‏های ابتکاری، انتقال و استفاده از دانش موجود و همچنین ایجاد دانش جدید را تسهیل می‏کنند که این دانش جدید می‏تواند به صورت مزیت رقابتی درآید. فعالیت اشتراک دانش نیز یک فرایند یادگیری به حساب می‏آید. اعضای گروه می‏توانند از طریق یادگیری پیوسته از یکدیگر در یک نظام ارتقای دانش کار کنند.»42

در سازمان یادگیرنده، تأکید و اولویت بر دانش بوده و وظیفه اساسی مدیریت در عصر اطلاعات نیز ایجاد قابلیت‏ها و ظرفیت‏های لازم برای یادگیری مستمر است.

مدیریت دانش از طریق ایجاد شبکه دانش مشتمل بر مدیران ارشد و میانی و اجرایی و کارکنان و... در ساختار سازمانی تشکیل‏یافته از همکاری گروهی و فرهنگ یادگیری و اشاعه دانش، قابلیت‏های یادگیری سازمان‏ها را بهبود بخشیده و نتایجی مانند چالاکی سازمان‏ها را نیز به دنبال دارد: «چالاکی سازمانی، نتیجه همکاری نزدیک میان مدیریت دانش و تلاش‏های یادگیری سازمانی است.»

به طور کلی، برای توسعه ظرفیت‏های یادگیری سازمان، رعایت موارد ذیل ضروری به نظر می‏رسد:

ـ ترویج فرهنگ کارگروهی و یادگیری گروهی؛
ـ حل مسائل و مشکلات به صورت نظام‏مند؛
ـ ارتقای نظام مستندسازی برای ثبت تجارت و سوابق تاریخی در حافظه سازمانی؛
ـ غنی‏سازی بانک‏های اطلاعاتی؛
ـ آموزش مستمر فنون جدید یادگیری؛
ـ ثبت اختراعات و رعایت حقوق مالکیت معنوی افراد؛
ـ رصدکردن و مطالعه هدفمند روند شکل‏گیری و ظهور فناوری‏های نوین؛
ـ برقراری تعامل سازنده با کانون‏های دانش‏آفرین خارج سازمان؛
ـ توسعه روابط با افراد ذی‏نفع سازمانی به منظور اخذ رهیافت‏های جدید؛
ـ ایجاد فضای رقابتی در زمینه یادگیری و مراقبت از هرگونه سوءاستفاده‏های احتمالی؛
ـ تشویق نیروهای دانش به آزمون راه‏کارهای جدید؛
ـ یادگیری از تجارب موفق دیگران؛
ـ گسترش سطح تعامل افراد و کانون‏های دانش با یکدیگر.

3. اعتلای فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی نقش دوسویه دارد؛ یعنی هم نقش تقویت‏کننده و هم تضعیف‏کننده در مدیریت دانش دارد. برای روشن‏تر شدن چگونگی اثرگذاری منفی فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش مواردی به شرح ذیل ارائه می‏گردد:

از نظر هارگاون آن دسته از فرهنگ‏های سازمانی که از رسمیت فوق‏العاده زیادی برخوردارند و به شدت به مقرّرات و رویه‏های استاندارد عملیات متکی می‏باشند، ممکن است مدیریت دانش را در تنگنا قرار دهند.

لئورنارد و سن سی‏پر روند عملی بسیاری از سازمان‏ها را در ارزش گذاشتن بیش از حد به تخصص‏های فردی مورد نکوهشقرار داده، آن را موجب کم‏رنگ شدن تعاملات استاد ـ شاگردی تلقّی می‏نمایند. به باور آنها، در چنین فرهنگی عملاً فعالیت‏های مربوط به نشر دانش تقبیح شده و رویه‏های احتکار اطلاعات تشویق می‏شود.

ربی اره و سیتار48 بر مبنای یافته‏های سه گزارش پژوهشی، فهرستی از عوامل مربوط به احتکار دانش توسط افراد سازمانی را احصا نموده و در آن به مواردی همچون تلقّی دانش به مثابه قدرت، عدم اعتماد به یکدیگر، به فراموشی سپردن نشر دانش، واهمه نسبت به پیامدهای منفی ابراز دیدگاه‏ها، ضعف آگاهی نسبت به نیازهای دانش همکاران، گریز از پذیرش کار و مسئولیت‏های اضافی، عدم برقراری رابطه مستقیم بین نشر دانش و منظور اصلی سازمان و هراس از تنزل جایگاه سازمانی اشاره نموده‏اند.

دی لانگ و فاهی50 اعتقاد دارند که عدم وجود اعتماد کافی بین زیرمجموعه‏های سازمانی و تیزبین خرده فرهنگ‏ها می‏تواند روندمدیریت دانش را که لازمه آن وجود اعتماد سرشار بین واحدهای سازمانی است با موانع جدی روبه‏رو سازد.

بر این اساس، اعتلا و دوام مدیریت دانش در ارتقا و استقرار فرهنگی است که بتواند فعالیت‏های متنوع نیروهای دانش را در ابعاد گوناگون مورد حمایت قرار دهد.

بازسازی و اعتلای فرهنگ سازمانی در جهت حمایت برانگیزاننده و توان‏ساز از نیروهای دانش در زمینه تولید، اشتراک‏گذاری، کاربردی نمودن و ذخیره‏سازی دانش جدید در قلب رویه‏های مدیریت دانش قرار دارد. شدت این تحول باید به گونه‏ای باشد که تمام افراد خود را به نحوی از انحا در قبال جمع‏آوری، انتقال و تولید دانش مسئول بدانند. مدیریت دانش از طریق پیگیری موارد زیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم زمینه را برای اعتلای فرهنگ سازمانی فراهم می‏کند:

ـ حمایت مجدّانه مدیران ارشد سازمان از فعالیت‏های دانش؛
ـ تقدیر از قهرمانان دانش و الگوسازی آنان؛
ـ لحاظ نمودن معیارهای دانش در ارتقای شغلی افراد؛
ـ فراهم آوردن پاداش‏های مناسب در حمایت از ابتکار عمل‏های دانش؛
ـ ترویج فضاهای رقابتی در بین اعضا و واحدهای سازمانی.

4. رهبری سازمانی و تصمیم‏گیری هوشمندانه
رهبری مناسب یکی از عوامل اصلی موفقیت سازمان‏ها در بهره‏گیری از مزیت‏های مدیریت دانش در سازمان محسوب می‏گردد:

آلکس و دیوید بنت با اشاره به کارکردهای اصلی رهبری، برخی از توانمندی‏های ضروری آن را نیز برمی‏شمارند: «کارکرد اصلی رهبری، اداره امور، ساختن فرهنگ سازمانی و شکل‏دهی به تکامل آن است. رهبران باید طراحی ساختارهای سازمان و خط‏مشی آن را شکل دهند تا بهترین رسالت مشترک حاصل شود. برای انجام این امر، آنها باید رفتار مطلوب، ارتباطات، چشم‏انداز سازمانی و راهبرد آن را الگوسازی نموده و بر تحقق خط‏مشی‏ها و نظام‏نامه‏های ضروری پافشاری نمایند.»52

عمل به تصمیم‏گیری در اداره امور سازمان‏ها به قدری مهم است که می‏توان سازمان را شبکه تصمیم مدیریت یا عمل تصمیم‏گیری دانست. کارکرد عمده مدیر در سازمان اخذ تصمیم به موقع و هوشمندانه است و هر یک از وظایف عمده و اساسی مدیریت، نظیر برنامه‏ریزی، سازمان‏دهی، هدایت و رهبری، کنترل و نظارت و... مستلزم تصمیم‏ گیری صحیح می‏باشد. در چارچوب طراحی و اعمال یک مدیریت دانش جامع و پویا در سازمان، بهره‏گیری از نظام‏های اطلاعاتی مبتنی بر فناوری اطلاعات برای استفاده مناسب از دانش موجود، نظیر «نظام‏های اطلاعات مدیریت»، «نظام‏های تصمیم‏یار»، «نظام پشتیبانی مدیران عالی با بهره ‏گیری از اطلاعات برون سازمانی» و در نهایت، «حرکت به سوی طراحی و به کارگیری نظام‏های خبره»، تصمیم ‏گیری سریع و دقیق و هوشمندانه سازمانی میسر می‏گردد.

در این میان، مدیریت دانش که وظیفه یکپارچه‏سازی سرمایه‏های دانش سازمان را بر عهده دارد، می‏تواند تا حد زیادی تضمین‏کننده این مهم باشد که در یک تصمیم‏گیری خاص، از تمامی دانش موجود در سازمان در این رابطه به نحو مؤثر و دقیقی استفاده شده است.

در جامعه مبتنی بر اطلاعات و دانایی نیز مدیریت دانش به عنوان ابزار و پایه اصلی رهبری و تصمیم‏گیری‏های هوشمندانه، این امکان را فراهم می‏آورد که تصمیمات صحیح سیستمی و دقیقی بر مبنای شرایط زمان و مکان اتخاذ شود.

5. راهبرد بازطراحی فرایندهای سازمانی
با کمک مدیریت دانش، می‏توان به طراحی مجدد فرایندهای سازمانی پرداخت و از این رهگذر، به افزایش ظرفیت دانش سازمان و تقویت آن برای ایجاد ارزش افزوده بیشتر و یادگیری فزون‏تر دست یافت.

با توجه به نقش دانش و مدیریت دانش در سازمان، مدیران ارشد می‏کوشند سرمایه‏های دانش خود را به درستی شناسایی و سپس مدیریت کنند. برخی اوقات نیز فرایندهای ناکارآمد، توان رقابت پذیری را از سازمان‏ها سلب می‏کنند و به همین منظور، استفاده از روش‏های تغییر فرایند اجتناب‏ناپذیر می‏نماید.

بنابراین، ارائه یک الگوی تجویزی و استفاده همزمان از روش‏های بهبود فرایند و نظام‏های مدیریت دانش برای حفظ دانش سازمانی و بهبود فرایندها ضروری است. در شکل زیر ارتباط مدیریت دانش و اصلاح فرایندهای سازمانی نشان داده شده است:

برای درک بهتر رابطه مدیریت دانش و بازطراحی فرایندهای کاری، بررسی سیر تکامل بازطراحی فرایندهای کاری در طول زمان ضروری به نظر می‏رسد.

تجارب گذشته بیانگر این واقعیت است که دستگاه‏ها و سازمان‏های دولتی باید با بهره ‏گیری از مدیریت دانش، نسبت به اصلاح فرایندهای اقدام کنند که این موضوع باعت گذار از دارایی‏های حقیقی به سمت دارایی‏های دانش و اطلاعاتی می‏گردد.

6. خلّاقیت
موفقیت در عصر حاضر در گرو دو عنصر اساسی خلّاقیت و نوآوری است. سازمان‏ها به خلّاقیت و نوآوری به عنوان یک دیدگاه راهبردی که برای سازمان مزیت رقابتی را به همراه می‏آورد، می‏نگرند. سازمان‏ها بدون یک نظام حمایت‏کننده از خلّاقیت و نوآوری، در جهت تولید محصولات و خدمات جدید موفق نخواهند بود.

سنکر بر این باور است که در قرن بیست و یکم، کدگذاری دانش در تبدیل دانش ضمنی به خلّاقیت کمکی نمی‏کند، و اجزایضمنی خلّاقیت، فقط از طریق تجارب عملی یا تعاملات شخصی در داخل یا خارج از سازمان و شبکه ‏های اجتماعی با خبرگانی که از تجارب و دانش مرتبط برخوردارند، می‏تواند تکامل پیدا کند، که آن را یادگیری از طریق انجام یک عمل می‏نامیم.

تلاش‏های نوآورانه در سازمان، نتیجه سرمایه‏گذاری در مدیریت دانش است. مدیریت سازمان می‏تواند با مدیریت صحیح خلّاقیت و نوآوری کارکنان دانشی خود، این امکان را برای آنها به وجود آورد که در مسائل سازمانی که نیاز به راه‏ حل‏ های جدید دارند، از این افراد بهره گیرند.

خلّاقیت و نوآوری در سازمان‏ها به تناسب موقعیت و شرایط، از اهمیت خاصی برخوردار می‏باشد. به طور طبیعی در سازمان‏های گوناگون شرایط خاص یا بحرانی و اضطراری وجود خواهد داشت. در این شرایط، خلّاقیت و نوآوری اهمیت حیاتی‏تری نسبت به خلّاقیت در فرایند فعالیت‏های انواع سازمان‏ها در شرایط عادی خواهد داشت.
بنابراین، سازمان‏ها باید شرایطی را فراهم سازند تا خلّاقیت و نوآوری به شکلی مداوم و پیوسته ظهور یابد و ایجاد چنین شرایطی یکی از وظایف مدیریت دانش است.

7. توجه به دانش افراد و نخبگان
جهت‏گیری توسعه منابع انسانی سازمان‏ها باید به گونه‏ای باشد که در یک روند موزون و رو به افزایش، جذب و پرورش نخبگان به عنوان نیروهای دانشی را در دستور کار خود قرار دهند و زیرساخت‏های لازم را برای پرورش استعدادهای آنان فراهم کنند.

هر قدر سهم منابع دانش در بافت نیروی انسانی سازمان افزایش یابد به همان میزان امکان بیشتری برای بالا بردن ضریب موفقیت مدیریت دانش فراهم می‏آید.

میزان توجه به افراد از عوامل اصلی موفقیت سازمان‏ها در پیشی گرفتن از رقبای خود محسوب می‏گردد. به عقیده برخی محققان، مانند هیتر و مک کین، در شرکت‏های نوین امروزی، توجه به افراد در فرایند مدیریت دانش از اهمیت فوق‏العاده‏ای برخوردار است.

کار را افراد انجام می‏دهند و نه فرایندها... نبوغ حقیقی سازمان به صورتی غیرعادی و اغلب از طریق الهامات است. افراد حقیقی، مسائل حقیقی را از طریق روش‏هایی حل می‏نمایند که فرایندهای رسمی، انتظار آن را ندارند.

یادگیری و کار، هر دو فعالیتی اجتماعی هستند... دانش گروه‏ها در رویه‏ها و روابطی وجود دارد که از کار با یکدیگر پدیدار می‏گردد.

سازمان‏ها شبکه‏ای از مشارکت هستند. هسته اصلی شرکت‏ها، مشارکت است و قلب مشارکت نیز در قلب و روح کارکنان دانشی قرار دارد. تنها کارکنان هستند که ایجاد سازمان پیش‏رو را انتخاب می‏کنند... . وقتی سازمان به قدرت جمعی اذعان نموده و جریان‏های ضعیفی را که منجر به پدیدار شدن انجمن‏ها می‏شود، می‏پذیرد، گام بزرگی به سوی قرن بیست و یکم برداشته شده است.

مدیریت دانش می‏تواند با بالا بردن سهم منابع دانشی در بافت نیروی انسانی سازمان‏ها ضریب موفقیت خود را نیز افزایش دهد. سازمان‏ها بدون توجه به مدیریت دانش در رسیدن به اهداف خود ناکام خواهند ماند. بنابراین، توجه بیشتر به مدیریت دانش ضرورتی فراوان دارد.

8. تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح
یکی از کارکردهای عمده مدیریت دانش، معطوف به تبدیل دانش ضمنی به صریح است تا این حجم عمده دانش سازمانی، در چرخه فرایندهای سازمانی و تصمیم‏گیری وارد شود.

از این‏رو، در یک سازمان، صریح‏سازی دانش ضمنی افراد که ناشی از اشراقیات و شهودیات آنان است و ساختاردهی به آن به منظور نشر و اشاعه دانش حاصل از علم و تجربه این افراد در تمامی بخش‏های سازمان، از جمله کارکردهای عمده مدیریت دانش محسوب می‏گردد.

«در مدیریت دانش، تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح، از اهمیت زیادی برخوردار است. در این زمینه، مدیران میانی نقش کلیدی و مهمی ایفا می‏کنند. آنها دانش ضمنی کارکنان رده عملیاتی و مدیران ارشد را ترکیب کرده و به صورت دانش صریح درآورده و در محصولات و فناوری‏های جدید، به کار می‏گیرند.»

گاندی با اذعان به سختی تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح، بهره‏گیری از روش‏هایی نظیر ایجاد گروه‏های دانشی، ارتباطات نوشتاری و تعاملات رودررو، مصاحبه، آموزش و... را در این زمینه، مؤثر می‏داند: «چالش واقعی مدیریت دانش در توانایی تشخیص و تسخیر دانش ضمنی است، به طوری که در هنگام نیاز، قابل بازیابی باشد. دانش صریح، به آسانی قابل ثبت و انتقال است، اما تشخیص، تصرف و انتقال دانش ضمنی مشکل است. بنابراین، بیشتر سازمان‏ها تنها بر مدیریت دانش صریح تمرکز می‏کنند و استفاده از دانش ضمنی را به وقوع تصادفی آن وامی‏گذارند.»

مدیریت دانش در سازمان‏های مختلف می‏تواند با تدوین و بهره‏گیری از سازوکارهای جمع‏آوری و دسته‏بندی و بهره‏وری مطلوب تجربیات گذشته، ضمن انتقال این منابع دانشی گران‏بها به نسل‏های بعدی، گام‏های مؤثری در جهت تقویت نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف احتمالی بردارد.

9. تولید دانش جدید
مدیریت دانش در سازمان تلاش دارد تا با اشاعه دانش صریح زمینه بهره‏برداری از دانش و تولید دانش جدید را فراهم کند. جکی اسوان در این‏باره آورده است: «منظور مدیریت دانش، اشاعه دانش صریح است... . ماحصل مدیریت دانش، بهره‏برداری و تولیددانش جدید است.»

سوزی آلارد نیز بر این باور است: «هدف مدیریت دانش، تولید دانش صحیح است که قادر به ایجاد فرایندهای صحیح در زمان و شکل درست و به منظور ایجاد ارزش درست باشد. اغلب اوقات، دانش صحیح، دانش جدیدی است که در انحصار سازمان نبوده و بسیار گران‏قیمت، کند و غیرقابل استحصال از منابع خارجی سازمان است. بنابراین، خلق دانش، بخش ضروری اجرا و هدایت مدیریت دانش در سازمان است.»

آلن رادینگ، با بیان مفهوم «حلقه دانش»، عقیده دارد که به دنبال به کارگیری دانش و مستندسازی نتایج حاصل از آن داده‏ها، اطلاعات و دانش جدیدی تولید می‏شود.

با توجه به سیاست‏گذاری کلان کشور در جهت حمایت از تولید علم و دانش جدید، نقش مدیریت دانش در اشاعه دانش و بهره‏برداری و کاربردی کردن آن اهمیت فوق‏ العاده ‏ای دارد.

بنابراین، خلق دانش و تولید علم هنگامی تحقق می‏یابد که بتوان دانش‏های نهفته تمام عناصر دانشی سازمان‏های مختلف و مراکز علمی را در سطح خرد و کلان استخراج و در بدنه سازمان‏ها و مراکز علمی جاری نمود. این مهم هنگامی تحقق می‏یابد که دانش به شکل مطلوبی مدیریت گردد. این مدیریت اعم از منابع انسانی، سازمانی و... می‏باشد. البته به نظر می‏رسد که برای رسیدن به هدف مورد نظر سازمان‏ها در کنار توجه ویژه به مدیریت دانش، باید مدیریت پژوهش نیز در سازمان‏ها و مراکز علمی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا کاستی‏های فراوانی از این نظر وجود دارد.

چهارشنبه, 02 مرداد 1398 ساعت 10:01

مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان‏ها

در عصر اطلاعات، مزیت اصلی در سرمایه دانش نهفته است. دانش در دنیای پیشرفته امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به مزیت رقابت اصلی سازمان‏ها می‏باشد. روند اوج یافتن نقش دانش، نوآوری و فناوری‏های نوین در ایجاد مزیت‏های راهبردی و اهمیت یافتن ارزش منابع دانش در اداره سازمان‏ها موجب شده است تا مقوله مدیریت دانش در قلب سیاست‏های راهبردی سازمان‏ها جای گیرد. بر این اساس، توجه ویژه به مدیریت دانش از جهت تحقق اهداف سازمان‏ها ضروری به نظر می‏رسد و تبیین جایگاه مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان‏ها از اهداف تحقیق حاضر می‏باشد. روش پژوهش حاضر کتابخانه‏ای می‏باشد. مدیریت دانش می‏تواند با یکپارچه‏سازی سرمایه‏های دانشی سازمان‏ها در بخش‏های مختلف و تأثیرگذاری مستقیم بر مفاهیمی مانند مشتری‏مداری، یادگیری سازمانی، اعتلای فرهنگ سازمانی، رهبری و تصمیم‏گیری هوشمندانه، بازطراحی فرایندها، تولید دانش جدید و تبدیل دانش ضمنی به صریح، زمینه ارتقای سطح فعالیت‏ها و رسیدن به اهداف موردنظر را به همراه داشته باشد. البته سازمان‏ها بدون داشتن استراتژی مشخصی در استفاده از مدیریت دانش نمی‏توانند بهره‏ای از این کارکردها داشته باشند و می‏بایست در این خصوص سیاست‏های راهبردی تدوین گردد.

صفحه1 از3

تمامی حقوق سایت محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع لامانع است

 طراحی سایت و سئو : وب نگاران پارسه